تصاویر جالب از بشقاب پرنده
اینم اونایی که قولشو داده بودم. خودم هم باورم نمی شه خیلی جالب و عجیبن. برین ادامه مطلب
ادامه ی مطلب
+
نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 2:40 توسط علی قاتی باقالی
|
چند فرضیه در مورد بشقاب پرنده ها
فرضيه تامل:
شايد پيشرفته ترين تمدن ها بيش از هر چيز سر گرم تامل معنوي باشند و كوچكترين علاقه اي به كشف و جست و جوي ماها نداشته باشند .
فرضيه خودويرانگري :
شايد اغلب نژادهاي با فناوري پيشرفته اندكي پس از كشف انرژي هسته اي با جنگ
هسته اي خود را نابود كرده اند .
فرضيه باغ وحش :
شايد تمدني پيشرفته زمين را به نوغي پارك ملي يا منطقه ي حفاظت شده ي
حيات وحش كنار گذاشته است .
فرضيه يوفوها UFO;unidentified flying objects
موجودات فضائي نه تنها به زمين آمده اندبلكه هنوز هم روي زمين اند.
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 21:9 توسط علی قاتی باقالی
|
بشقاب پرنده ای که بشقاب پرنده نبود
بیایید کمی هم به واقعیات بپردازیم. من فقط مطالبی را که بشقاب پرنده ها را موجود معرفی می کنند در این وبلاگ نمی گذارم. بلکه همه مطلبی را برای تصمیم گیری خودتان در خصوص این پرونده در این وبلاگ قرار می دهم تا خودتان در موردشان قضاوت کنید.
هموطن:بشقاب پرنده پل مك كینی 30 ساله و اما هنفری 28 ساله كه دو سال پیش باهم ازدواج كردند تصمیم گرفتند برای جشن انتقال به خانه تازه خود در شهر ساحلی سیهام انگلیس چند شب فانوسهای شناور به آسمان بفرستند!
عكسهای این فانوسهای گرد و درخشان با رنگهای سفید و نارنجی در روزنامه محلی چاپ شد و به رسانه های كشور هم رسید. به این ترتیب مردم از پلیس و وزارت دفاع كشورشان به دلیل دیدن بشقاب پرنده كمك خواستند!
جالب اینكه پل و اما هر شب بدون اینكه روزنامه ای بخوانند و یا به رادیو و تلویزیون توجه كنند، كار خود را به صورت تفریحی ادامه می دادند تا اینكه یكی از افراد فامیل به آنها گفت كه در روزنامه خوانده كه پلیس و وزرات دفاع پیگیر این ماجراست.
این فانوسهای ابتكاری از یك كیسه پلاستیكی ، سیم مسی و مقداری نفت و پارافین ساخته شده اند و با سوختن نفت می درخشند و مثل بالونهای كوچك هوای آنها داغ است. این فانوسهای درخشان تا 300 متر بالا می روند و به همین دلیل شبیه بشقاب پرنده هستند.
به هر حال تفریح و جشن زوج جوان انگلیسی باعث به هم ریختن كشور شد، ولی دلیلی برای پلیس وجود نداشت كه آنها را دستگیر كند چون كار بدی نكرده بودند اما حداقلش این بود كه پل و اما به اندازه كافی مشهور شدند!
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 0:46 توسط علی قاتی باقالی
|
تصاویری از بشقاب پرنده
بروید ادامه مطلب
ادامه ی مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 20:52 توسط علی قاتی باقالی
|
این وبلاگ یک روز در میان آپلود می شود.
امیدوارم از مطالب لذت ببرید.
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 23:24 توسط علی قاتی باقالی
|
بررسی علمی مریخی ها
پس از گذشت نزديك به دو سال، سه سفينه اززمين بر روي مريخ نشسته است، اما هنوز بجزمخابره اطلاعات علمي، اطلاعاتي درباره وجود(افراد مريخي) مخابره نشده است. اما بد نيستقبل از اين كه اطلاعات جديدي دربارهسفينههاي زميني كه در مريخ هستند، براي شمابنويسيم، كمي در مورد مدير كل برنامه فضاييمريخ و مدير اجرايي برنامه سياحت منظومهشمسي اطلاعاتي براي شما بازگو كنيم. صحبت از(دكترفيروزنادري) است، او متولد شيراز است و40 سال پيش در سال 1965 به آمريكا مهاجرتكرد، او در دبيرستان انديشه تهران مدرك ديپلمخود را گرفت و سپس در رشته مهندسي برق ازدانشگاه (آيووا) مدرك ليسانس خود را گرفت.
او سپس فوقليسانس مهندسيبرق و ارتباطاتخود را از دانشگاه كاليفرنياي جنوبي دريافت كردو دكتراي مهندسي برق خود را از همين دانشگاهدريافت كرد وي تاكنون يك مدال لياقتمديريت برتر از ناسا گرفته است و زير نظر او تاامروز سه سفينه به مريخ فرستاده شده است، اوعلاقه زيادي به تحقيق در زمينه وجود حياتماوراي زمين دارد.
اطلاعات دقيق مريخ
ستاره سرخ يا مريخ نصف زمين قطر دارد ومانند زمين داراي يخهاي قطبي، درههاي عميق،كوه، غبار، طوفان وحتي فصل است، در صحرايآن، مانند ماه گودالهاي بزرگ، حاصل برخوردسنگهاي آسماني ديده ميشود. آخريناطلاعات از مريخ حكايت از آن دارد كه با توجهبه اندازه كوچكش نسبت به زمين بلندترين كوه وبزرگترين دره منظومه شمسي در اين سياره پيداشده است.
جو مريخ داراي 95 درصد در اكسيدكربناست و بر سطح سياره فشار جوي معادل يك صدمفشار زمين وارد است، اين نشان ميدهد كه اگرانسان بدون پوشش مناسبي در مريخ باشد، پوستبدن او باد ميكند - علاوه بر اين جو مريخمحافظ خوبي در برابر تابشهاي مرگبار فضايينيست و طي مدتي كوتاه بر اثر تابش، اثراتجبران ناپذيزي بر پوست بدن انسان واردميكند...
با آزمايشات وسيعي كه روي نمونههايي ازخاك مريخ انجام گرفته تاكنون امكان وجودحيات در اين سياره به اثبات نرسيده است. ديگراطلاعات حاكي از آن است كه:
(روزهايش كمي از روزهاي زمين بلندتراست، اما فصلهايش به مانند فصلهاي كره زميناست، اما طول فصلهايش دو برابر طولفصلهاي زمين است)
در نيمكره جنوبي مريخ، گودالهايي وجوددارد كه 3/5 ميليارد سال از عمرش ميگذرد...آخرين اطلاعات از مريخ حكايت از اين دارد كهبلندترين كوه آتشفشاني منظومه شمسي در مريخقرار دارد، همچنين درهاي بسيار بزرگ به عمقهفت كيلومتر و عرض 600كيلومتر در اين سيارهوجود دارد.
سوم مارس 2004
سوم مارس 2004، آنچه كه انسان ازسالهاي دور آرزو داشت كه به آن جامه عملبپوشاند، اتفاق افتاد و طي سالهاي تحقيقوتلاش سرانجام در سوم مارس 2004 مريخپيماي (اسپرايت) توسط ناسا به سطح مريخنشست.
مريخپيماي اسپرايت هر روز حدود 150مگابايت اطلاعات جديد براي دانشمندان ناساميفرستاد اما اين حجم اطلاعات وقتيمريخپيماي خواهربه نام (آپورچونيتي) در 24ژانويه 2004 بر روي مريخ نشست، بيشتر شد.
اما پس از مدتي ناسا، مريخپيماي(استارديوست) را نيز براي اكتشاف در اين سيارهفرستاده است.
البته (استارديوست) بخشي از آزمايشگاه JPLناسا هستند، مركز اصلي كنترل اكتشافات روبوتيكمنظومه شمسي توسط موسسه تكنولوژي كاليفرنيادر (پاسادنا) اداره ميشود.
سطح مريخ زير آب
آژانس فضانوردي آمريكا معتقد است كه آنبخش از مريخ كه كاوشگر آپورچونيتي در آنفرود آمده است زماني زير آب بوده است.
مريخنورد آپورچونيتي در گودال كوچكي درمجاورت خط استوايي مريخ در منطقهاي كه به(مريدياني پلينيوم) موسوم است فرود آمد. ناساميگويد: (در صخرههاي اين ناحيه كه لايهلايههستند نشانههاي غيرقابل ترديدي از تماس آنها بامقدار زيادي آب در گذشته به چشم ميخورد.(استيو اسكوايرز) پژوهشگر دانشگاه كورسل ومحقق اصلي تجهيزات علمي كاوشگر آپورچونيتيميگويد: اين صخرهها به وسيله آب چنين حالتيپيدا كردهاند و ممكن است به وسيله دوربينطيفسنج و ابزارهاي مكانيكي آپورچونيتي اينبستر صخرهاي را به دقت تجزيه و تحليل كردهاست.
آپورچونيتي به تحقيق بر روي مريخ همچنانادامه ميدهد. (اين پژوهشگر دانشگاه در يككنفرانس خبري در مقر ناسا در واشنگتن ديسيگفت: آيا اين صخرهها با چيزي در تماسبودهاند؟ آيا بوسيله آب تغيير شكل دادهاند؟پاسخ اين سوال قطعا مثبت است. پروفسور،(اسكوايرز)هدف اين ماموريت اين بود كه بهمريخ برويم و ببينيم آيا داراي محيطي قابلسكونت است يا نه؟ اما در حال حاضر نميتوانم بهطور دقيق بگويم كه آيا انسان در آن محيطميتوان زندگيكند يا نه؟ تنها به چند ماه وقت نيازداريم.
به اعتقاد ما اين نقطه از مريخ براي مدتي درگذشته محل حضور آبهاي سطحي بوده استكه ميتوانسته براي موجودات زنده مناسب باشد.البته اين بدان معني نيست كه حيات قطعا در آنجاوجود داشته است. آپورچونيتي و كاوشگردوقلوي آن اسپرايت توسط گروهي ازدانشمندان و مهندسان از آزمايشگاه(رانشجت) در (پاسادناي) كاليفرنيا كنترلميشود.
انسانهاي مريخي كجا هستند؟
اما پس از گذشت دو سال از فرود مريخپيماهادر آن سياره پرسشهاي زيادي ذهن مردم را دردنيا مشغول كرده است.
هم اكنون خيلي از دانشمندان ميپرسند: پسبشقاب پرندهها و انسانهاي مريخي (يوفو) كجاهستند؟ اگر واقعا چنين اجسام يا موجوداتيوجود داشته باشند، چرا تاكنون براي مريخپيماهاي زميني مشكلي پيش نيامده است. وعكسي مخابره نشده است... و در اين شرايط سازمان ناسا هيچ گونه پاسخ قانع كنندهاي ندادهاست، اين در حالي است كه خيلي از نهادهايعلمي در سرتاسر جهان ميگويند: حالا ديگر كاملامشخص است كه بشقاب پرندهها، از تجهيزاتنظامي جاسوسي آمريكا است. آنها ميگويند: درسال 1956 زماني كه يكي از اين بشقابپرندههادر يكي از مزرعه كوچك ايالت (نوادا) سقوطكرد، آن مزرعه قرنطينه شد و شاهداني كه ازنزديك آن بشقابپرنده را ديده بودند،مفقودالاثر شدند و كسي از سرنوشت آنها باخبرنشد.
اين دانشمندان ميگويند: در آن بشقابپرندهجنازههاي انسان بود و شاهدين آن را به چشمميديدند، اما سازمان (ناسا)ي آمريكا، دو روزپس از سقوط بشقابپرنده، عكسهايي در اختياررسانههاي گروهي گذاشت. عكسهاي عجيب وغريب كه از آنان به عنوان (يوفو) نام بردند.دانشمندان روسي ميگويند: حالا ديگر مشخصاست كه بشقابپرندهها مريخي نيستند، بلكه متعلقبه زمين و سازمان جاسوسي آمريكا است...
اين دانشمندان اعتقاد دارند كه آمريكاييها بااستفاده ابزاري از هاليوود و صنعت سينما وساخت فيلمهايي درباره بشقابپرنده وموجودات فضايي اين سعي را دارند تا به اذهانعمومي جهان نشان دهند كه هر گاه بابشقابپرندهها برخورد كردند، فرار كنند چرا كهآنان از مريخ آمدهاند و با اين ترفند هم توانستندبه نتايج مثبتي برسند، در دهه هشتاد بود كه يكبشقاب پرنده در پاركي در شهر مسكو فرود آمد وارتش شوروي جرات نزديك شدن به آن رانداشت، چرا كه در فيلمهاي سينمايي ديدهبودند، بشقابپرندهها از مريخ آمدهاند، اما حالاكاملا مشخص است كه بشقابپرندهها مريخينيستند، بلكه زميني هستند... به هر حال اين گفتههاتا به امروز يا نظريه بود، يا فرضيه... بايد باز هم صبركرد.

+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 4:12 توسط علی قاتی باقالی
|
بخشی از کتاب بشقاب پرنده واقعی
در دنیای بی در وپیکر امروز هر روز واقعه ای تازه می افتد وخبر جدیدی به گوش می رسد.یکی از اینها دیده شدن بشقاب پرنده ها در نقاط مختلف دنیا است.این مسئله من را کنجکاو کرد واز همین رو تحقیقات اندکی در این مورد کردم.پس از پایان جنگ جهانی دوم در میان اسناد ارتش آلمان ابزاری جدید مشاهده شد که بدون بال پرواز میکرد وسرعت فوق العاده ای داشت این فن آوری توسط روسها به سرقت رفت وپس از نیز بدست آمریکاییها افتاد ودر حال حاضر جز ابزارهای فوق سری ارتش این سه کشور شناخته میشود.هر کجا که جنگی می شود یا قراراست جنگی اتفاق بیافتد بشقاب پرنده ها نیز دیده می شوند ودر واقع فعلا این وسیله تنها جنبه جاسوسی دارد.اما موضوع که در این مبحث پیش آمده مسئله ای است به نام یوفو.یوفو در واقع موجودات ناشناخته ای که بوسیله ابزاری شبیه بشقاب پرنده حرکت می کندد.تاکنون در سرتاسر دنیا افراد بیشماری مدعی ملاقات با یوفو شده اند وتقریبا هر کدام موجودی را تشبیه میکنند که با بقیه فرق دارد.برخی مدعی هستند که تنها توسط یوفوها ربوده شده اند وموردآزمایش قرار گرفته اندبرخی میگویند یوفو هابه آنها صدمه زده اندو...درایران نیز چندین نمونه ادعای ملاقات با یوفو ثبت گردیده.پسری که ظهر با خانواده اش در جنگلهای شمال بوده شب تلفنی حضور خود را در اصفهان اعلام میکند واین کار را به یوفو نسبت میدهد.یا هواپیماهای ارتش شاهنشاهی شئ پرنده ای را دنبال می کنند که نتوانسته اند از فاصله 60کیلومتری به آن نزدیک شوند وتمام دستگاههای آنهارا ازکار انداخته است. کتابی که هم اکنون در دست دارم پر است از این داستانها که نویسنده با ذکر تاریخ ومنبع آنها را بیان داشته است.موجودات تشریح شده بسیارند اما بیشتر آنها دارای ظاهری شبیه انسان با قد وقواره ای کوتاهتر دارای دوچشم واصولا سبز.آنچه مسلم است وجود بشقاب پرنده است چه ساخت انسان چه یوفو اما از گزارشات این کتاب چنین بر می آید که اگر یوفوها وجود داشته باشند موجودات بسیار کنجکاوی هستند یا اینکه مشغول جمع آوری اطلاعات میباشند که این موضوع کمی من را نگران کرده است.اینکه خداوند موجودات باشعور دیگری غیر انسان را آفریده باشد غیر ممکن نیست اما اینکه آن موجودات دارای قدرت شعور وتکنولوژی بالاتراز ما باشند بطوریکه که ما از عهده آنها بر نیاییم از عدالت خداوندی به دور است واز همین رو هیچ جای نگرانی نمی باشد.نویسنده این کتاب در حدسیات خود در مورد جنس یوفو فرشتگان آسمانی را هم آورده که من به شدت رد می کنم.دراین مورد بی صبرانه منتظر اطلاعات شما هستم.
(بخشی از توضیحات بر گرفته از کتاب بشقاب پرنده واقعی است!نوشته حمیدرضا جویدر).


+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 4:9 توسط علی قاتی باقالی
|
بشقاب پرنده 
شايد شروعي براي دوران جديد بشقابهاي پرنده را بتوان سالهاي 1946 و 1947 دانست . در اين سالها كه جامعه انساني از پيشرفتهاي علمي و فني خود كاملا به وجد آمده بود؛ به يكباره گزارشهاي فراواني از مشاهده اجرام پرنده ناشناس در گوشه و كنار آمريكا و اروپا منتشر شد . در ابتدا گمان مي شد اين اجرام نوعي ابزار پروازي جديد و ساخت شوروي سابق است كه اينك در آغاز جنگ سرد قرار است نقش جاسوسهاي هوايي بلوك شرق را بر عهده گيرد اما انتشار گزارش رويت اين سفاين بيگانه! بر فراز كاخ كرملين در مسكو و سپس نقاط ديگر شوروي و انتشار اين نكته كه روسها هم مدتي است با اين ميهمانان ناخوانده درگير هستند توجه دانشمندان را به سوي پاسخ متفاوتي رهنمون ساخت.
سازمانهاي هوايي و فضايي دو قدرت شرق و غرب هريك كميسيونهاي ويژه اي را براي بررسي اين موارد ترتيب دادند هدف اصلي اين كميسيونها پاسخ به دو سوال اصل بود نخست آنكه اجرامي كه رصد آنها توسط گروهي از افراد از طيفهاي مختلف از كشاورز گرفته تا خلبانها و حتي برخي از فضانوران گزارش مي شد آيا واقعا وجود دارند و اگر اينطور است منشا آنها چيست ؟ و دوم اينكه آيااين اجرام خطري براي امنيت ملي كشورها و در مرحله بعد زمين به بار خواهند آورد؟ يكي از اين كميسيونها در سال 1953 تاسيس شد و به بررسي دقيق تمام گزارشهاي منتشر شده تا آن موقع پرداخت و در سال 1954 گزارش اين كميسيون منتشر شد در اين گزارش سعي شده بود با دلايل علمي وجود يوفوها به چالش كشيده شود. اگرچه انتظار مي رفت با انتشار اين گزارش داستان بشقابهاي پرنده پايان پذيرد اما سيل مشاهدات ادامه داشت و در نهايت در سال 1956 سازمان نيكاپ (NICAP) يا كميته ملي تحقيقات پديده هاي فضايي مسوليت تحقيق را بر عهده گرفت اين كميسيون با عضويت چندين مقام هوانوردي و اعضا سابق CIA تلاش داشت تا به توضيحي دقيق دست يابد.
در همان زمان پروژه معروف به كتاب آبي كه هدفش بررسي دقيق گزارشهاي مربوط به اين موارد بود آغاز شد و البته هيچگاه گزارش نهايي آن فرصت انتشار نيافت چراكه در 27 اوت 1966 به دليل اختلالي كه در سيستم مخابرات پايگاه استرتژيك موشكهاي قاره پيما در داكوتاي شمالي و همزمان با رويت شيء پرنده ناشناسي رخ داد ، جانسون رييس جمهور وقت آمريكا را وادار كرد تا دستور تشكيل يك كميسيون ديگر به سرپرستي ادوارد كندون را صادركند.. وي و همكارانش به بررسي بيش از 100 مورد از معتبرترين گزارشها پرداختند. اعضا اين كميسيون 60 نفره كه اعضا ان را تيمي از اخترشناسان ، مهندسان ، خلبانان و حتي روانشناسان تشيكل مي دادند؛ سرانجام نتيجه اين تحقيق را كه به گزارش كندون مشهور شد در 1000 صفحه و با تاييد آكادمي ملي علوم امريكا ، منتشر كردند.
در اين گزارش مفصل اعلام شده بود تمامي موارد بررسي شده در اين گزارش داراي توضيحات علمي و قابل قبول بوده و ارتباطي با موجودات هوشمند فرازميني يا فعاليتهاي جاسوسي ديگر كشورها ندارند. در روسيه نيز داستان با عاقبتي مشابه مواجه شد. يك گروه 18 نفره به نام كميسيون دايمي امور فضايي مسوليت بررسي اين گزارشها را بر عهده داشت و پس از آن نيز كميسيون علمي شوروي به بررسي دقيق آنها پرداخت و سرانجام اعلام شد كه بررسي تمام گزارشات رسيده نشان از آن دارد تمام اينموارد داراي منشا طبيعي بوده اند و هيچ موردي به صورت مشكوك باقي نمانده است.
اين گزارش ها اگرچه با ذايقه علاقمندان ارتباط با موجودات فضايي سازگاري نداشت اما انجام آنها نشان از اهميت يافتن اين موضوع در بين اذهان علمي جامعه داشت اينك طبقه بنديهاي گوناگوني براي اين اشيا ناشناس انجام شده بود. گزارشهاي معتبر در سه دسته با عنوان برخورد نزديك از نوع اول تا سوم دسته بندي مي شد. در برخورد نوع اول افراد تنها اين اشيا را مي ديدند ، در نوع دوم علاوه بر ديدار با آنها صداي اين اشيا نيز به گوش مي رسيد و در برخورد نزديك از نوع سوم علاوه بر ديدن سفاين بيگانه وشنيدن صداي آنها ملاقاتهايي نيز بين سرنشينان آن با زمينيان گزارش مي شد.
اگرچه با گذشت زمان از تعداد اين گزارش ها كاسته شد اما اين به معني متوقف شدن آنها نبود. هنوز بيش از يكسال از ادعاي پزشكان فرقه" رائلي" مبني بر موفقيت در شبيه سازي انسان نمي گذرد . اعضا اين فرقه كه خبر اين فعاليت آنها چندي پيش تيتر اول تمام خبرگزاريهاي جهان بود خود را مريد مردي به نام "رائل" مي دانند وي معتقد است در يكي از كوهنورديهاي هفتگي خود در آمريكا با موجودات فضايي ملاقات كرده و آنها به او اعلام داشته اند كه به زودي براي ملاقات دوباره به زمين بازخواهند گشت و ضمن آموزش روش كلونينگ انسان به او از او خواسته اند زمينه را براي بازگشت آنها آماده كند!
... در دوره جديد كه موج رويت بشقابهاي پرنده به اوج رسيد نام ايران نيز در بين كشورهايي قرا رگرفت كه نه تنها تعداد قابل توجهي گزارش از آن مخابره مي شد بلكه تعدادي از گزارشهاي مهم از نظر طرفداران وجود بشقابهاي پرنده در ايران رخ داده بود . در اين بين يكي از گزارشها اهميت بيشتري داشت. شي ناشناس پرنده كه در بامداد روز 19 سپتامبر سال 1976 در تهران ديده شد. بر اساس گزارشي از اين ماجرا كه در 31 اگوست 1977 منتشر شد ساعت 12:30 نيمه شب 19 سپتامبر تلفنهايي از منطقه شميرانات به نيروي هوايي ارتش ايران زده مي شود و طي آن گزارش رويت يك شي پرنده ناشناس در افق شمالي گزار ش مي شود. دقايقي بعد برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران حضور اين جرم را در رادار خود تاييد مي كند و بلافاصله يك فروند هواپيماي شكاري به تعقيب آن بر مي خيزد با نزديك شدن هواپيما به اين جرم سيستم راديويي هواپيما از كار مي افتد و جنگنده دوم به هوا بر ميخيزد اما او نيز نمي تواند علي رغم مانورهاي پيچيده پروازي به او نزديك شود در پايان تعداد اين اشيا از يك مورد به سه مورد افزايش يافته و سپس ناپديد مي شوند.
اما بهار بشقابهاي پرنده در ايران سالها بعد ازا ين تاريخ فرا رسيد. شايد انتشار گزارشهايي پراكنده در اين زمينه ادامه داشت اما داستان در پاييز 1369 به اوج رسيد زماني كه دكتر داريوش اديب كه پيش از آن بيشتر به واسطه تدوين مجموعه چهار جلدي جواهر شناسي شناخته مي شد كتابي با نام اسرار بشقابهاي پرنده را ترجمه و منتشر كرد . اين كتاب ترجمه داستاني به نام «COMMUNION - A true story »بود كه در واقع خاطرات نويسنده آن ويتلي استريبر از دزديده شدنش توسط موجودات فضايي ( يك برخورد نزديك نوع سوم و البته بسيار هيجان انگيز!!) به حساب مي آمد اما پيشگفتار كوتاه داريوش اديب بر اين كتاب بيش از متن اصلي و طولاني آن مهم به نظر مي آمد چراكه در آن ضمن يادآوري خاطره اي از ملاقات با پسري كه مدعي ديدار با بشقابهاي پرنده در پارك جنگلي عباس آباد تهران بود تصاويري را كه وي از بشقابهاي پرنده در تهران گرفته بود منتشر مي ساخت .
تصاويري كه گفته شد در ماهنامه بشقابهاي پرنده ( كه در آمريكا منتشر مي شود ) نيز منتشر شده است. در همان سالها داريوش اديب سلسله مقالاتي در روزنامه اطلاعات به عنوان يكي از روزنامه هاي پرمخاطب ايران منتشر كرد و در آن با ارايه شواهد زياد سعي دراثبات حيات هوشمند فرازميني و بشقابهاي پرنده نمود. يكي از اين موارد صورت فرعون مريخي بود كه بعدها توسط تصاويرفضاپيماي مدارگرد مريخ موسوم به MGS ماهيت اصلي آن مشخص شد. در تصاوير دقيق اين تپه يك كيلومتري طبيعي هيچ نشاني از صورت انان نيست و فقط بر اثر بازي نور و وضوح كم تصاوير اول به اين صورت ديده شده است .
مدتي بعد از موج اوليه ماهنامه نجوم به پاسخگويي به برخي از اين شايعات پرداخت كه نتيجه ان مجموعه مقالاتي بود كه همراه با يك راهنماي عملي عكاسي از بشقابهاي پرنده اين موضوع را نه تنها رد، بلكه مطبوعات كشور را به دليل انتشار چنين گزارشهايي مورد انتقاد قرار مي داد. در اين مقاله ها نشان داده شده كه چگونه مردم پديده هاي نجومي و جوي را با اشياي ناشناس پرنده اشتباه مي گيرند .همين طور توضيح داده شده كه چگونه حتي به كمك يك چراغ مطالعه مي توان تصويري از يك بشقاب پرنده ساخت.
داستان بشقابهاي پرنده در ايران براي چندين سال دوران آرامي را سپري كرد تا اينكه از اوايل دو سال گذشته و با مشاهده اشيا نوراني در برخي شهرها بار ديگر داستان از نو آغاز شد. اولين گزارشها از مرزن آباد و سپس بابل و مشكين شهر آغاز شد جايي كه گويها نوراني مي توانست علاوه بر اينكه موجب وحشت اهالي شود حتي خسارات زيادي به جاي گذارد اين پديده كه همزمان در برخي از كشورهاي جهان هم رويت شد به سرعت مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه به زودي مشخص شد آذرگويهاي گلوله اي كه يك پديده نادر ولي شناخته شده است البته در مورد بابل گونه اي از تخليه انرژي ژئو فيزيكي علت اصلي حادثه اعلام شد اما مشكين شهر نه تنها پايان داستان آذرخشهاي گلوله اي را رقم زد آغاز فصل جديد بشقابهاي پرنده نيز از همانجا آغاز شد.
25 و 26 فروردين ماه 1383 خبرگزاريها خبر مشاهده شي ناشناس نوراني را در آسمان مشكين شهر و اردبيل دادند بلافاصله صدا و سيما تصاويري كه توسط يك دوربين آماتوري از اين اجرام تهيه شده بود منتشر ساخت و بدين ترتيب موج جديد آغاز شد خبرگزاري ايرنا در كمتر از 72 ساعت بيش از 6 خبر از رويت اين اجرام در آسمان شهرهاي مختلف ايران از مشكين شهر و اردبيل گرفته تا گنبد كاووس و تبريز و اراك و اشنويه و سنندج و ... منتشر كرد.
... گزارش اول از دوشي پرنده ناشناس در آسمان سخن مي گفت كه تلالوئي با رنگهاي مختلف داشتند و حركتهايي نامشخص در آسمان انجام مي دادند هنوز در باره اين گزارش نمي توان اظهار نظر كرد چراكه هيچ داده مشخصي از آن وجود ندارد اما در بقيه موارد با شي درخشان در افق جنوب غرب يا شمال غرب مواجه شديم كه حتي از آن هم تصاويري تهيه و پخش شد. به غير از گزارش اول كه مانند رويت بسياري از اجرام پرنده اطلاعات ناقص و نامشخصي دارد براي بقيه پاسخ قاطعي وجود دارد. چيزي كه حتي باور آن نيز مشكل است كه چطور چنين شمار زيادي از مردم و رسانه ها به آن بي توجه بوده اند.
گزارش ايرنا از ديده شدن اين شي در تبريز را مرور كنيد :« تعدادى از شاهدان عيني گفتند يك شي نوراني را چهارشنبه شب درآسمان تبريز مشاهده كرده اند. به گفته آنان ، اين شي كه طيف هايي از نورهاى قرمز، آبي و سبز از آن به سرعت ساطع مي شده مقارن ساعت 30 / 20 چهارشنبه درجنوب آسمان تبريز در منطقه وليعصر رويت شد... در طرفين اين شي نوراني دو بازوى نوراني خط گونه وجود داشت. وى افزود اين شي از سمت شرق به غرب با سرعتي بسيار كند و غيرمحسوس در حركت بود.»
ايرنا : 26 فروردين 1383 برابر با 14 آوريل2004
يك شي نوراني بار ديگر سه شنبه شب در ارتفاع پائين در ضلع جنوبي شهر گنبدكاووس ديده شد. به گفته منابع مردمي ، اين شي از ساعت 20 تا22 و30 دقيقه در آسمان ظاهر شده و رنگ هاى مختلف از خود انعكاس مي داد. اين شي نوراني ، كم كم در آسمان ناپديد شد. دوشنبه شب نيز يك شي نوراني در ارتفاع پايين در ضلع جنوبي شهر گنبدكاووس مشاهده شده بود. "ايرنا" گزارش داده بود كه اين شي به مدت 90 تا120 دقيقه در آسمان ظاهر شده و رنگ هاى مختلف از خود انعكاس مي داد. از اين شي نوراني ، دو نور جدا شده و كم كم در آسمان ناپديد شد»
آيا اين توصيفها كه درگزارش مشاهدات شاهدان عيني نيز نقل شده است شما را ياد بانوي زيباي منظومه شمسي نمي اندازد؟ زهره اين روزها ازتربيع گذشته و به حالت هلالي خود نزديك مي شود به همين دليل تقارن نورش در زمين كاملا يكسان نيست و همين امر باعث تشديد پراش نوري در يك جهت مي شود ، پديده اي كه شاهدان از ان به نام بازوهاي اطرافش ياد كرده اند . حركت غير محسوس شرق به غرب چيزي جز مشخصه آشكار ستارگان و البته سيارات نيست و به ياد داشته باشيد كه در تمام گزارشها (منهاي گزارش اول) اين شي در افق غربي قرار دارد . علت تغيير رنگ زهره در هنگام غروب و در شهرها نيز پديده جديدي نيست آلودگي جوي و وجود ذرات معلق در جو زمين از يك سو و از سوي ديگر بازتاب گرماي جذب شده در طول روز از زمين در ساعات اوليه غروب باعث تشديد پراش نور اين سياره مي شود .
البته اين اولين باري نيست كه زهره مردم را به اشتباه انداخته است. رونالد ريگان رييس جمهور اسبق ايالات متحده (زماني كه فرماندار يكي از ايالات آمريكا بوده است)يك شب كه از پنجره اتاق كا رخود نگاهي به بيرون انداخت نور خيره كننده اي را ديد كه او را مستقيما زير نظر گرفته بود بلافاصله جلسه شوراي عالي امنيت ملي تشكيل شد و دستور بررسي پديده صادر شد او فكر مي كرد توسط هواپيماهاي جاسوسي روسيه زير نظر گرفته شده است غافل از اينكه به زهره مي نگرد. در جريان جنگ جهاني دوم نيز بارها خلبانهاي نيروي هوايي آمريكا در بازگشت از ژاپن به روي زهره آتش گشودند.
به هر حال عدم وجود نهادي معتبر كه وظيفه پاسخگويي به چنين مسايلي را( كه قطعا بعد از اين نيز با آن روبرو خواهيم بود ) بر عهده داشته باشد كماكان احساس مي شود. در حالي كه اين موضوع با يك تماس ساده به مراكزي مانند انجمن نجوم ايران يا ماهنامه نجوم قابل توجيه براي رسانه ها بود.
اما آيا حل شدن معماي اشيا پرنده بهار 83 ايران به معني بسته شدن كامل اين پرونده در ايران و جهان خواهد بود . قطعا خير. تا زماني كه مسايل را از دريچه مربوط به ان بررسي نكنيم همواره احتمال رخ دادن موارد مشكوك اينگونه اي وجود دارد اگر ندانيم در اسطوره شناسي كهن نقش دايره در حال پرواز سمبلي باستاني است كه گاهي خود را در شكل ماندالاي هندي و بودايي نمايان مي سازد و گاهي به شكل محوطه معابد كهن، نخواهيم توانست توجيه شي پرنده نقش برجسته هاي كهن را درست درك كنيم و اگر فراموش كنيم كه در ديد اساطيري تجلي امر مقدس با ظواهر وحشت همراه است ممكن خواهد بود توصيفي از تجلي يك امر مقدس را با مراحل فرود يك سفينه فضايي اشتباه بگيريم و اگر به خود اجازه دهيم بدون بررسي كامل همزمانيهاي خاص را به يك پديده مربوط كنيم ممكن خواهد بود اشتباههاي سنگيني مرتكب شويم همانگونه كه برخي از فضانوردان هنگام گذر از جو زمين اثر حرارتي سفينه را با اشيا پرنده ناشناس اشتباه گرفتند و خلبانهايي كه بازتاب نور ابرها را با بشقابهاي پرنده مهاجم.
نكته اي كه بايد به طور خلاصه بر آن تاكيد كرد آن است كه بحت ما مبتني بر عدم وجود اشيايي موصوف به UFO كه حامل مسافراني از سيارات دور دستند به معني تاييد اين نظر نيست كه در كيهان حيات وجود ندارد. بحث آنجا است كه ما معتقديم بايد تنها بر اساس شواهد و مدارك علمي به توضيح و تبيين پديده ها دست زد و انجا كه مدارك ما ناتوان از پاسخگويي به پرسشها مي شود به جاي سعي در ارايه توضيحات نامانوس بپذيريم كه در ان مورد ناآگاهيم و فعلا نمي توان در باب آن نفيا و اثباتا سخني بگوييم. بسياري از ما بر مبناي محاسبات رياضي و منطقي و با درك مقياسي از عالم هستي بر اين باوريم كه در گوشه اي از اين كيهان حياتي حتي هوشمند وجود دارد. شايد به همين دليل بيشترين تلاش ما در پيدا كردن اين حيا ت و پاسخ به اين سوال كهن انجام شده باشد طرح هاي عظيمي چون SETI به دنبال نشانه هاي احتمال حياتند و پيش قراولان سفر به فراسوي منظومه شمسي با خود لوحي را حمل مي كنند كه محل آغاز سفر آنها را نشان مي دهد اما اين اعتقاد به وجود حيات دليل آن نمي شود كه زهره و يا هر پديده آشنا يا نا آشناي ديگري را به جاي سفينه اي فضايي به مردم معرفي كنيم موضوع بشقابهاي پرنده بدون توجه به صحت و يا كذب بودن گزارشات ارايه شده و بدون توجه به ماهيت اصلي آنها، به عنوان پديده اي رواني نيز قابل بررسي است كارل گوستاو يونگ در پژوهشي بنيادي در خصوص بشقابهاي پرنده ( كه ترجمه ان به قلم جلال ستاري و با نام اسطوره اي نو ، نشانه هايي در آسمان منتشر شده است) ياد اور ميشود كه ظهور و گسترش اين پديده به معني بروز حادثه اي رواني در ضمير ناخوداگاه انسان است كه ممكن است نشان از گونه اي آشفتگي رواني اجتماعي داشته باشد .
بشقابهاي پرنده به عنوان اسطوره اي نو شكل گرفته اند و تا زماني كه با سلاح خرد و تدبير و استفاده از طيف وسيعي از دانشها به بررسي آنها نپردازيم مطمئن باشيد هرروز در گوشه اي از آسمان نشانه اي ظهور خواهد كرد. شايد روزي سفيران تمدني دور به ديدار ما بياييند و اسطوره واقعيت پيدا كند اما تا ان زمان حق نداريم زهره و يا ساير پديده هاي طبيعي را با آن جايگزين كنيم.
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 4:2 توسط علی قاتی باقالی
|